ذبيح الله صفا
1510
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ميانهء سدهء دوازدهم تاريخ دارد . نكتهء مهم درين ماجرا آنست كه برخى از عالمان شيعى عهد صفوى علاوه بر ابو مسلمنامه داستانگزاران را از ذكر داستانهاى ديگر مانند رموز حمزه [ چنان كه ديدهايم ] و مختارنامه در شرح دلاوريهاى مختار بن ابو عبيدهء ثقفى [ كه در سال 66 ه بخونخواهى شهيدان كربلا بر بنى اميه خروج كرده و بعد از پيشرفتها و دلاوريهاى بسيار در 67 ه كشته شد ] « 1 » و هفتاد و دو خروج [ در بيان جنگهاى ابراهيم بن مالك اشتر نخعى به يارى مختار ] « 2 » هم منع كردهاند . فاضل ابهرى در همين باب بعد از واقعهء خروج عدهيى از سران عرب كوفه بسال 65 ه بر بنى اميه و قتل و انهزام آنان از عبيد الله بن زياد در همان سال ، و پيوند دادن اين رويدادهها با واقعهء مختار كه سال بعد رخ داده بود ، گويد : « قصهخوانان فريبنده دروغ بسيار اضافهء احوال ايشان كردهاند ، و بر مختار بن ابى عبيده و ابراهيم بن مالك اشتر نيز افسانهء بسيار بستهاند و آن را مختارنامه و هفتاد و دو خروج نام كرده و عوام از آن مختارنامه نسخهها گرفتهاند و آن را بمثابهء كتاب آسمانى و نص فرقانى از كذب و افترا مبرا و معرا پنداشتند » « 3 » . به اين ترتيب مىبينيم كه بعضى از عالمان شيعه ، و نه همهء آنان ، بر رويهم با همهء داستانها و داستانگزاريها مخالفت داشتهاند و اين امر اگرچه تا حدّى از شيوع داستانها و روايت آنها پيشگيرى نمود ليكن باتوجه بنسخههاى فراوان از داستانهاى مذهبى و قهرمانى و نيمه تاريخى و عشقى كه ازين عهد در دست داريم معلوم مىشود كه نفوذ عالمان شرع نتوانست يكباره اين نوع دلپذير از انواع ادبى فارسى را از ميان ببرد . هم قصههاى كهن بيش و كم رائج بود ، هم قصههاى نو نوشته مىشد و هم داستانهايى از هندى به فارسى درمىآمد . با توجه به اين نكته كه بازار داستانهاى فارسى در هند بسيار گرمتر از ايران بود و
--> ( 1 ) - الكامل فى التاريخ ، ابن الاثير ، حوادث سالهاى 66 و 67 ه و مأخذهاى متداول ديگر . ( 2 ) - ايضا همان كتاب و همان سالها و سال 68 ه . ( 3 ) - انيس المؤمنين ، ص 117 .